آفازی بعد از سکته مغزی: وقتی حرف زدن سخت میشود
آفازی بعد از سکته مغزی یعنی بیمار میداند چه میخواهد بگوید، اما کلمهها بیرون نمیآیند؛ یا حرف دیگران را میشنود، اما معنایش را نمیگیرد. طبق انجمن گفتار-زبان-شنوایی آمریکا (ASHA)، آفازی اختلال زبانی اکتسابی است که بر اثر آسیب به مغز، معمولاً نیمکرهٔ چپ، پیدا میشود. مهمترین نکته برای خانواده این است که آفازی مشکل زبان است، نه کاهش هوش.
این مقاله برای همسر، فرزند یا مراقبی نوشته شده که بعد از سکته با سکوت، جملههای ناقص یا حرفهای نامفهوم عزیزش روبهرو شده است. بعد از خواندنش باید بدانید آفازی چند نوع دارد، در ماههای اول چه انتظاری واقعبینانه است، گفتاردرمانی چه میکند و خودتان در خانه چطور حرف بزنید که کمک کنید، نه فشار بیاورید.
آفازی دقیقاً چه چیزی را مختل میکند؟
ASHA آفازی را اختلالی میداند که چهار توانایی را به درجات مختلف درگیر میکند: بیان زبان گفتاری، بیان نوشتاری، فهم زبان گفتاری و فهم متن نوشته. یعنی فقط حرفزدن آسیب نمیبیند. بیمار ممکن است نام یک شیء را بداند ولی نتواند بگوید، یا نوشتن اسم خودش برایش سخت شده باشد، یا پیام کوتاه همسرش را بخواند و نفهمد.
آفازی با مشکل در «ساخت صدا» هم فرق دارد. در دیزآرتری عضلههای گفتار ضعیف یا ناهماهنگاند و کلمهها شمرده یا درهم بیرون میآیند، اما جمله از نظر زبان درست است. در آپراکسی گفتار، مغز برنامهٔ حرکت دهان را درست نمیچیند. مؤسسهٔ ملی ناشنوایی و سایر اختلالات ارتباطی آمریکا (NIDCD) میگوید آفازی ممکن است همراه این دو دیده شود. بنابراین بیمارِ بعد از سکته گاهی همزمان چند مشکل ارتباطی دارد و گفتاردرمانگر باید آنها را از هم جدا کند، چون برنامهٔ تمرین هرکدام متفاوت است.
آفازی بعد از سکته مغزی چقدر شایع است؟
ASHA مینویسد حدود ۲۵ تا ۵۰ درصد سکتهها با آفازی همراه میشوند؛ NIDCD به نقل از انجمن ملی آفازی تقریباً یکسوم بازماندگان سکته را نام میبرد. این دو عدد با هم ناسازگار نیستند و فقط روشهای مطالعه و گروههای مختلف را نشان میدهند. سکته شایعترین علت آفازی است، اما ضربه به سر، تومور مغزی، جراحی مغز و عفونت هم میتوانند آن را ایجاد کنند.
سن هم اهمیت دارد. ASHA به مطالعهای اشاره میکند که در آن حدود ۱۵ درصد افراد زیر ۶۵ سال بعد از اولین سکتهٔ ایسکمیک آفازی پیدا کردهاند و این رقم برای افراد ۸۵ سال به بالا به ۴۳ درصد رسیده است. پس اگر پدر یا مادر مسنی بعد از سکته دچار آفازی شده، موضوع غیرعادی نیست و تنها نشانهٔ «شدت بیماری» هم به حساب نمیآید.
چرا آفازی با کاهش هوش اشتباه گرفته میشود؟
وقتی کسی نمیتواند جملهاش را کامل کند یا اسم یک شیء ساده را به یاد نمیآورد، اطرافیان زود فکر میکنند او دیگر «همان آدم قبلی» نیست. ASHA صریحاً میگوید وجود آفازی به معنی اختلال شناختی نیست؛ زبان و شناخت دو مهارت جدا هستند، هرچند همپوشانی دارند. بیمار معمولاً همان دانش، حافظه و قضاوت قبلی را دارد و فقط مسیر رساندن یا دریافت پیام از راه زبان مختل شده است.
مثالی فرضی: مردی ۶۰ ساله بعد از سکته نمیتواند اسم «قاشق» را به یاد بیاورد، اما وقتی از او میخواهید قاشق را نشان بدهد، بیمکث از روی میز برمیدارد. این یعنی مشکل در پیدا کردن کلمه است، نه در شناخت شیء یا فهم کاربردش. خانوادهای که این تفاوت را نداند، ممکن است ناخواسته با او مثل کسی رفتار کند که «دیگر نمیفهمد»، و همین رفتار اعتمادبهنفس بیمار را برای تلاش دوباره کم میکند.
انواع آفازی: بیانی، دریافتی و کلی
ASHA و NIDCD آفازی را بر اساس ویژگی گفتار به دو گروه کلی «غیرروان» و «روان» تقسیم میکنند. در گروه غیرروان جملهها کوتاه، پرزحمت و بریدهاند. در گروه روان، جملهها بلند و رواناند اما ممکن است معنای کمی داشته باشند. سه نوع مشهور در گفتوگوی روزمره اینهاست:
| نوع | گفتار چه شکلی دارد | فهم زبان |
|---|---|---|
| آفازی بیانی (بروکا) | کند و پرتلاش؛ کلمههای کلیدی میآیند ولی حرفهای ربط و جملههای کامل کم است | نسبتاً حفظ شده؛ بیمار معمولاً از ناتوانی خودش آگاه است |
| آفازی دریافتی (ورنیکه) | روان و بلند، اما اغلب بیمعنی یا با کلمههای ساختگی؛ بیمار همیشه متوجه خطایش نیست | بهشدت مختل؛ فهم گفتار و نوشتار هر دو سخت است |
| آفازی کلی (Global) | تولید زبان بسیار محدود | فهم هم بهشدت مختل؛ شدیدترین نوع |
ASHA هشدار میدهد که وضعیت واقعی هر بیمار همیشه در یکی از این قالبها نمیگنجد و حتی با بهتر شدن ارتباط، شکل آفازی ممکن است عوض شود. به همین دلیل خانواده نباید از روی اسم نوع، آیندهٔ بیمار را حدس بزند. نوع دیگری هم در منابع آمده است: در آفازی آنومیک بیمار بیشتر در پیدا کردن اسمها گیر میکند و بقیهٔ مهارتهای زبانی نسبتاً سالم میمانند.
آزمون ساده برای توضیح دادن به گفتاردرمانگر
اگر مطمئن نیستید مشکل بیمار بیشتر «بیان» است یا «فهم»، یک دستور ساده و آشنا بدهید، مثلاً «لیوان را بردار»، بدون اشاره و بدون کمک. اگر دستور را درست انجام داد اما خودش نمیتواند جمله بسازد، احتمال مشکل بیانی بیشتر است. اگر دستور ساده را هم اشتباه انجام داد، فهم زبان هم درگیر است. این یک آزمون تشخیصی نیست و جای ارزیابی رسمی را نمیگیرد؛ فقط کمک میکند در ویزیت اول توضیح دقیقتری بدهید.
در ماههای اول چه اتفاقی میافتد؟
NIDCD توضیح میدهد که بعد از سکته یا آسیب مغزی تغییرات زیادی در مغز رخ میدهد که ممکن است به بازیابی کمک کند، و بسیاری از افراد در چند ماه اول حتی بدون درمان هم پیشرفت چشمگیری دارند. اما همین منبع اضافه میکند که در بسیاری از موارد بعد از این دورهٔ اولیه مقداری آفازی باقی میماند، که به آن آفازی مزمن میگویند. NIDCD همچنین میگوید پژوهشها نشان داده توانایی زبان و ارتباط تا سالها بعد از آسیب هم میتواند بهتر شود.
این دو جمله با هم یک پیام عملی دارند: بهبودی خودبهخود در هفتههای اول واقعی است، اما به آن تکیه نکنید و منتظر نمانید تا «ببینیم خودش درست میشود». هرچه ارزیابی زودتر انجام شود، گفتاردرمانگر زودتر میفهمد کدام مهارتها مانده و کدامها به تمرین نیاز دارند. عوامل مؤثر بر میزان بهبود، به گفتهٔ NIDCD، شامل علت و محل و وسعت آسیب مغزی، سن و سلامت عمومی فرد و دسترسی به درمان است.
بهبودی چقدر طول میکشد؟
هیچ عدد ثابتی برای همه وجود ندارد. ASHA میگوید مهمترین پیشبینیکنندههای بهبودی بلندمدت شدت اولیهٔ آفازی و محل و اندازهٔ آسیب مغزی هستند، نه انگیزهٔ بیمار یا میزان تلاش خانواده بهتنهایی. این جمله برای خانوادهای که احساس گناه میکند مهم است: اگر پیشرفت کند بود، لزوماً کمکاری نکردهاید.
ASHA افسردگی بعد از سکته و انزوای اجتماعی بعد از شروع آفازی را از عوامل منفی روی روند بهبود میداند. به همین دلیل، توجه به حال روحی بیمار بخشی از برنامهٔ ارتباطی است، نه کاری جدا از آن. اگر بیمار غذا نمیخورد، از دیدن مهمان فرار میکند، یا هر بار گریه میکند، این را به پزشک و گفتاردرمانگر بگویید. هر برآورد زمانی دقیقتر از این، پس از ارزیابی حضوری و مشاهدهٔ روند چند هفته به دست میآید.
گفتاردرمانی برای آفازی چه میکند و چقدر مؤثر است؟
گفتاردرمانگر بعد از ارزیابی، برنامهای فردی میچیند که معمولاً چهار هدف دارد: تقویت تواناییهای زبانی که مانده، بازگرداندن مهارتهای ازدسترفته تا حد ممکن، یاد دادن راههای جایگزین ارتباط مثل اشاره، تصویر، دفترچه یا ابزار الکترونیک، و آموزش خانواده. NIDCD تأکید میکند که آموزش شریک گفتوگو (یعنی همسر، فرزند یا مراقب) باید جزء ضروری یک برنامهٔ قوی باشد.
از نظر شواهد علمی، مرور کاکرین (Brady و همکاران، ۲۰۱۶) ۵۷ کارآزمایی تصادفیشده با ۳۰۰۲ شرکتکننده را بررسی کرده است. نتیجهٔ نویسندگان این بود که گفتاردرمانی نسبت به نبود درمان، ارتباط عملکردی، خواندن، نوشتن و زبان بیانی افراد مبتلا به آفازی بعد از سکته را بهتر میکند. همان مرور اشاره میکند که درمان با شدت یا حجم بیشتر، یا در مدت طولانیتر، ممکن است مفیدتر باشد، ولی همه بیماران نمیتوانند شدت بالا را تحمل کنند و در گروههای پرشدت افراد بیشتری درمان را رها کردهاند. اندازهٔ گروهها در بسیاری از کارآزماییها کوچک بود.
خلاصه اینکه شواهد از اثر گفتاردرمانی حمایت میکنند، اما مقدار بهبود برای هر فرد را نمیشود از روی میانگین یک مرور حدس زد. برنامهٔ واقعی، از جمله تعداد جلسات در هفته، با توجه به توان جسمی و روحی خود بیمار تنظیم میشود.
کدام تمرینها در جلسات رایجاند؟
- نامبردن تصویرها و اشیاء با راهنمایی تدریجی، مثلاً گفتن اولین صدای کلمه یا توصیف کاربرد شیء.
- تکرار هدفمند کلمهها و جملههای کوتاه که برای زندگی همان بیمار معنا دارند، مثل نام اعضای خانواده یا «آب میخواهم».
- تمرین مکالمهٔ واقعی با موقعیتهایی مثل سفارش غذا، تلفن یا خرید.
- تمرین خواندن و نوشتن در حد نیاز روزمره، مثل خواندن برچسب دارو یا نوشتن فهرست خرید.
- برای موارد شدیدتر، استفاده از تصویر، اشاره، دفترچهٔ ارتباط یا برنامههای گوشی که پیام را بهجای گفتار منتقل میکنند.
در خانه چطور با بیمار آفازی حرف بزنیم؟
NIDCD فهرستی از توصیههای کاربردی برای اعضای خانواده دارد. در جدول زیر آنها را با توضیح عملی کنار هم گذاشتهایم؛ هر رفتار کوچک میتواند جلسهٔ گفتوگو را از یک تجربهٔ تحقیرکننده به یک تمرین آرام تبدیل کند.
| بهتر است | پرهیز کنید | دلیل |
|---|---|---|
| جملههای کوتاه و ساده، با مکث بین جملهها | توضیحهای طولانی و چندبخشی | پردازش زبان کند شده و حجم زیاد پیام را گم میکند |
| تکرار یا نوشتن کلمههای کلیدی | بلندتر حرفزدن یا فریاد زدن | مشکل شنوایی نیست؛ بلندی صدا کمکی نمیکند و حس تحقیر میدهد |
| صبر کردن تا بیمار جمله را تمام کند | کامل کردن جمله بهجای او، مگر خودش بخواهد | بیمار فرصت تمرین پیدا کردن کلمه را از دست میدهد |
| پذیرفتن هر نوع ارتباط: اشاره، نقاشی، تصویر یا نوشتن | اصرار بر «با کلمه بگو» | هدف رساندن پیام است، نه رعایت یک شکل خاص |
| گفتوگو با لحن بزرگسالانه و پرسیدن نظر او در تصمیمهای خانواده | حرف زدن با او مثل کودک یا حرف زدن دربارهٔ او کنار خودش | حفظ شأن و جایگاه خانوادگی به انگیزهٔ ارتباط کمک میکند |
| خاموش کردن تلویزیون یا رادیو هنگام گفتوگو | صحبت در محیط شلوغ | نویز، پردازش زبان را برای او سختتر میکند |
یک نکتهٔ عملی دیگر: در موقعیتهای سخت از سؤالهای بسته (بله/خیر) استفاده کنید، اما گاهی هم سؤال باز بپرسید تا بیمار فقط پاسخدهنده نباشد. اگر بیمار به همهچیز «بله» میگوید، مطمئن نشوید که واقعاً موافق است؛ در آفازی گاهی پاسخ به سؤال بله/خیر ناپایدار است و بهتر است با تصویر یا اشارهٔ دوم تأیید بگیرید.
مشکلات همراه آفازی که نباید نادیده گرفت
آفازی تنها اتفاق بعد از سکته نیست. ASHA برای بلع نیز آماری میدهد: مطالعات مختلف شیوع دیسفاژی (اختلال بلع) در بیماران سکته را بین ۲۹ تا ۶۴ درصد گزارش کردهاند، و در مرور دیگری این رقم بسته به روش بررسی از ۳۷ تا ۷۸ درصد متغیر بوده است. به همین دلیل اگر بیمار هنگام خوردن یا آشامیدن سرفه میکند، صدایش «خیس» میشود، یا غذا در دهانش میماند، باید علاوه بر مشکل گفتار، بلع هم ارزیابی شود. گفتاردرمانگر معمولاً هر دو حوزه را بررسی میکند.
مشکل دیگر، خلقوخوست. بیمار آفازی اغلب ناامید، عصبی یا منزوی میشود، چون نمیتواند حرفش را بزند. نادیده گرفتن این بخش، حتی با بهترین برنامهٔ تمرین زبان، میتواند روند را کندتر کند. گروههای حمایتی مثل باشگاههای سکته، گروههای آفازی یا فعالیتهای گروهی مثل هنر و موسیقی، به گفتهٔ NIDCD، میتوانند اعتمادبهنفس و ارتباط اجتماعی را بازگردانند.
کِی باید فوراً اقدام کرد؟
اگر در یک فرد، حتی کسی که قبلاً سکته کرده، ناگهان صحبتکردن سخت شود، صورت کج شود، یا یک دست ضعیف شود، این وضعیت اورژانسی است و باید بلافاصله با اورژانس ۱۱۵ تماس بگیرید. NIDCD هم یادآوری میکند که در حملهٔ گذرای ایسکمیک (TIA) توانایی زبان ممکن است چند ساعت یا چند روز مختل شود و بعد برگردد؛ برگشتن علامت دلیلی برای نرفتن به بیمارستان نیست.
در مراحل بعد، این نشانهها نیاز به ارزیابی تخصصی دارند و نباید به تعویق بیفتند:
- بیمار هنگام خوردن یا نوشیدن مکرر سرفه میکند یا خفگی دارد.
- مدتی از سکته گذشته و بیمار هیچ تلاشی برای ارتباط نمیکند، یا دچار افسردگی و بیمیلی به غذا شده است.
- بیمار پاسخهای بیربط میدهد و متوجه خطایش نیست، که ممکن است به مشکل فهم زبان اشاره کند.
- خانواده خسته است و دیگر نمیداند چطور ارتباط برقرار کند.
تیم درمان: گفتاردرمانی و کاردرمانی کنار هم
بیمار آفازی معمولاً مشکل حرکتی یا شناختی هم دارد و فقط با یک متخصص مسیر کامل نمیشود. گفتاردرمانگر روی زبان، گفتار و بلع کار میکند؛ کاردرمانگر روی تواناییهای روزمره مثل لباس پوشیدن، غذا خوردن و استفادهٔ دوباره از دست. مقالهٔ کاردرمانی سکته مغزی دربارهٔ بخش حرکتی و استقلال روزمره توضیح میدهد، و صفحهٔ گفتاردرمانی سکته مغزی خدمات مربوط به زبان، گفتار و بلع را معرفی میکند.
مطالب مرتبط
گفتاردرمانی
فاطمه شاهی
کارشناس گفتاردرمانی؛ ارزیابی و درمان اختلالات گفتار و زبان کودکان. جلسات معمولاً ۳۰ دقیقه و دو بار در هفته.

گفتاردرمانی
محمد جمالی
گفتاردرمانگر (نظام پزشکی گ-۳۴۹۹)؛ ارزیابی و درمان اختلالات رشدی، تلفظ، لکنت، بلع، اتیسم و بازتوانی کمشنوایی. پلن درمانی علمی و اختصاصی؛ تعداد جلسات بسته به نوع اختلال تعیین میشود.
قدم بعدی
اگر بعد از سکته، حرفزدن یا فهمیدن حرف دیگران برای بیمارتان سخت شده، صبر برای «خودبهخود بهتر شدن» بهترین راه نیست. مرحلهٔ اول، پایدار بودن وضعیت پزشکی و مشورت با پزشک معالج است. بعد از آن، ارزیابی حضوری گفتار و زبان توسط گفتاردرمانگر نشان میدهد نوع و شدت مشکل چیست و چه برنامهای مناسب است. این مقاله فقط آموزشی است و جای تشخیص یا درمان حضوری را نمیگیرد.
- همین هفته یک نوبت ارزیابی حضوری رزرو کنید؛ میتوانید از صفحهٔ گفتاردرمانی در اسلامشهر شروع کنید یا از راه صفحهٔ تماس با کلینیک بازتوان هماهنگ شوید.
- سه نمونه از موقعیتهایی را که بیمار در آنها گیر میکند (مثلاً اسم نوهها، سفارش چای، گفتن «درد دارم») یادداشت کنید و به ویزیت بیاورید.
- اگر امکان دارد، یکی از اعضای خانواده در جلسهٔ ارزیابی حضور داشته باشد تا تمرینهای خانگی را مستقیم یاد بگیرد.
سؤالات متداول
آیا آفازی یعنی بیمار دیگر نمیتواند فکر کند؟
نه. طبق ASHA، آفازی مشکل زبان است، نه کاهش هوش یا توانایی فکری. بیمار معمولاً همان دانش و قضاوت قبلی را دارد و فقط بیان یا دریافت آن از راه کلمهها مختل شده است. اگر اطرافیان با او مثل کسی رفتار کنند که نمیفهمد، ممکن است ناخواسته او را از تلاش دوباره منصرف کنند.
آیا آفازی همیشه دائمی است؟
نه لزوماً. NIDCD میگوید بسیاری از افراد در چند ماه اول بهبود چشمگیری پیدا میکنند، حتی بدون درمان، اما در خیلی از موارد مقداری آفازی باقی میماند. میزان بهبود بیشتر به شدت اولیه و محل آسیب مغزی بستگی دارد تا به یک قاعدهٔ ثابت، و برای هر فرد را فقط ارزیابی حضوری میتواند روشنتر کند.
چه زمانی باید گفتاردرمانی برای آفازی شروع شود؟
بهطور کلی هرچه ارزیابی زودتر باشد، برنامهریزی دقیقتر است. NIDCD میگوید گفتاردرمانی در تمام مراحل بهبودی کمک میکند. زمان دقیق شروع و میزان فشردگی جلسات به وضعیت پزشکی بیمار بستگی دارد و باید با پزشک معالج و گفتاردرمانگر تعیین شود.
آیا فقط جلسهٔ گفتاردرمانی کافی است؟
معمولاً نه. تمرین منظم در خانه و تعامل روزمره با خانواده فرصت تمرین بیشتری میدهد و NIDCD آموزش شریک گفتوگو را بخش ضروری برنامهٔ درمان میداند. حمایت روانی خانواده و توجه به خلقوخوی بیمار هم روی ادامهٔ همکاری او اثر دارد.
چرا بیمارم کلمههای اشتباه یا ساختگی میگوید و ناراحت نمیشود؟
در آفازی دریافتی (ورنیکه)، بیمار ممکن است جملههای روان اما بیمعنی بگوید و همیشه متوجه خطایش نشود. این بیتوجهی لجبازی نیست و بخشی از خود اختلال است. در این وضعیت، اصلاح مداوم کلمهها معمولاً کمک نمیکند؛ بهتر است پیام را با تصویر یا اشاره روشن کنید و ارزیابی تخصصی را پیگیری کنید.
آیا باید گفتار بیمار را اصلاح کنم؟
NIDCD توصیه میکند از اصلاح مداوم گفتار پرهیز کنید و به بیمار وقت کافی برای حرف زدن بدهید. فقط وقتی پیام قابلفهم نیست، با سؤال ساده یا گزینههای محدود کمک کنید. اصلاح تخصصی تلفظ و واژه، کار گفتاردرمانگر در جلسه است.
مشکل بلع بعد از سکته با آفازی ربط دارد؟
این دو مشکل از یک جنس نیستند اما اغلب همزمان دیده میشوند، چون هر دو از آسیب مغزی ناشی از سکته میآیند. ASHA شیوع اختلال بلع بعد از سکته را بسته به مطالعه بین ۲۹ تا ۶۴ درصد و حتی بیشتر گزارش کرده است. اگر بیمار هنگام خوردن سرفه میکند، بلع هم باید جداگانه ارزیابی شود.
